سفارش تبلیغ
سرور مجازی
سرور مجازی

:: فرماندهی ::
:: سنگر ::
قافله شهداء
محسن
اگر اذن دهند سعیم این است که از لاله های خونین بگویم،‏ تا شاید نگاهمان کنند و دستی بر آرند و ما را از این منجلاب دنیا بیرون کشند....
:: تبلیغات سنگر ::
قافله شهداء
:: سامانه پیامک ::

جهت دریافت پیامک با موضوع شهداء و دفاع مقدس عدد 00 را به شماره 30007650001978 ارسال نمایید.

جهت آگاهی از سامانه ی پیامک قافله شهداء اینجا را کلیک کنید.

::  بایگانی ::
:: یادداشت ها ::
:: نوای آشنا ::

اگه دوست دارید این نوا رو در وبلاگتون داشته باشید این کد رو در قسمت مدیریت قالبتون کپی کنین. این نوا تو مناسبت‌های مختلف و بدون نیاز به تغییر تو کدها توسط صاحب وبلاگ، تغییر می‌کنه.
دانلود این نوا

:: نوای منتخب ::

سجده گاهی به وسعت آسمان؛
میدان صبحگاه دوکوهه است اینجا؛ جایی که مثل دریا، انگار انتهایش معلوم نیست. جایی که زمانی معراج روحانیِ عاشقان الله بود. جایی که بسیاری در اینجا مهر شهادت بر پرونده خود زدند و برای همیشه سعادتمند شدند. درست در چنین ساعتهایی اینجا دیگر  زمین نبود. اینجا عرش خدا بود. عرش واقعی خدا؛ چونکه عرشیان خاکی در اینجا با خدا ملاقات داشتند. و چه عاشقانه بود آن ملاقاتها!
و اینک بعد از گذشت این همه سال من در جای آنها نشسته ام. چشم که بسته می شود و گوش که از این اصوات دنیوی فارق می گردد به راحتی می توان حضور آنها را در اینجا حس کرد. هنوز انگار از گوشه گوشه میدان، صدای مناجات و العفو گفتن ها بگوش می رسد. هر جای میدان را که نگاه می کنم انگار عزیزی با خدایش خلوتی کرده و آنچنان عاشقانه با او مناجات می کند که گویا فقط، خدا مال خود اوست. هرکس فانوسی به دست و پتویی به سر کشیده، بر گناهان نکرده اش توبه می کند و ...
و من اینک اینجا نشسته ام و همچنان به شرمندگی خود فکر می کنم که آنها که بودند و من که هستم؟!! آنها چه کردند و من چه می کنم؟!! آنها چطور بودند و من الان چطورم؟!!.............
دوشنبه 28/12/85 (روز شهادت امام رضا) - ساعت 2:50صبح - میدان صبحگاه دوکوهه
دوکوههمکه من فکه بوَد، منــــای من دوکوهـــه
قبله من جبهه و کربلای من دوکوهه
مدینه ام شلمچه و بقیع مــــن هویــــزه 
مروه من طلاییه، صفای من دوکوهه
دیار غربت و غم و وادی عشق و عرفـان         
جای قبــول توبه و دعای من دوکوهه
اگرچه راه کربلا بسته به عاشقان است    
علقمــه و فرات و نینوای من دوکوهه
قافله رفته و دگـــر جدایــــم از شهیــدان     
مریض هجرم و فقط دوای من دوکوهه

و فکه را ما چه می دانیم که چیست؟!
باید خود زبان باز کند و برایمان بگوید. باید دانه دانه رملها و ماسه های این سرزمین زبان بگشایند و از آن چه دیده اند برایمان بازگو کنند. باید آنها برایمان بگویند که طی کردن چندین کیلومتر در رمل و ماسه با تمام تجهیزات یعنی چی؟ باید او بگوید که چطور هر پایی که در آن می گذاشتند و تا زانو در رملها گیر می کرد یعنی چیفکه؟ چطور می باید از این همه موانع طبیعی و .... گذر کرد تا تازه به محل درگیری و جنگ برسی. براستی ما چه می دانیم به فکه چه گذشته؟ در این سرزمین بود که رزمندگان، شب عملیات بیاد سقای تشنه لب کربلا، قمقمه هایشان را خالی می کردند  و آب نمی نوشیدند تا تأسی به مولای بی دستشان کنند. اینجا بود که رزمندگان، سینه به سیم خاردار و مین می سپردند تا راه بر بقیه باز شود و وقتی ازشان می پرسیدی که چرا با کمر روی سیم خاردارها نمی خوابی تا کمتر اذیت شوی؟!! جوابت می داد که: شاید کسیکه می خواهد از روی من رد شود چشمش به چشمم بیفتد و خجالت بکشد و عملیات لغو شود. اینجا بود که بعدها بدنهای شهداء را به سختی از سیم خاردارها جدا می کردند. اینجا بود که بعد از حدود هفده سال 120 شهید را که در قتلگاه فکه در کنار هم دفن شده بودند پیدا کردند. اینجا بود که مین، وسیله ای شد که سید شهیدان اهل قلم را خونین به جوار دوست رسانَد. بله! اگر این دل زنگار گرفته اجازه مان دهد و این گوشها و چشمهای دنیایی مان خوب دقت کنند، هنوز حضور شهداء را می توان اینجا حس کرد. از جای جای فکه و از دانه دانه رملهای آن بوی شهداء استشمام می شود. فقط باید اعضاء و جوارحمان بوی شهید بدهد......

هویزه کربلای ایران است...
بله! هویزه.هویزه
مگر در کربلا فرماندهی با حسین(ع) نبود؟ هویزه را هم حسینی دیگر فرماندهی می کرد و به راستی چه زیبا به جد بزرگوارش اقتدا کرد که لب تشنه با 120 یار باوفایش مردانه جنگیدند تا دست یزیدیان را کوتاه کنند. اگر در کربلای 61 قمری مقابل 72 یار حسین بن علی (ع)، لشگر چندین هزار نفری صف آرایی کرده بود، اینجا هم در هویزه برای هر نفر، یک تانک و کلی مهمات و سرباز آماده شده بود. مگر نه اینکه عصر عاشورا اسبها ابدان مطهر شهداء را لگد مال کردند. اینجا هم تمام شهداء بعد از شهادت در زیر شنی های تانک له شدند. بله! له شدند و برایمان ثابت کردند که "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا". هر زمان عاشورایی و هر مکانی کربلاست. فقط می بایست حسین(ع) زمانت را بشناسی و از یزید زمان دوری کنی که آنوقت زهی به سعادتت.
التماس دعا



 قافله شهداء Qafeleh.ir
   نوشته شده توسط : محسن در 86/1/5 - ساعت 11:52 صبح
لبیک

این سایت را حمایت می کنم
ابزار و قالب وبلاگبیست تولز

گوگل پلاس